ابن سِکّیت از علمای بزرگ و استاد فرزندان یکی از خلفای ظالم عباسی بود.
فرزندان او در علم آموزی زرنگ بودند.روزی خلیفه جسارت کرد و از ابن سکیت پرسید فرزندان من بهترند یا حسن و حسین، فرزندان علی؟
ابن سکیت خیلی ناراحت شد و خودش را توبیخ کرد که چرا استادی فرزندان خلیفه را پذیرفته است.
به خلیفه گفت: به خداقسم! قنبر، غلام علی بن ابی طالب ، نزد من از خلیفه و فرزندان تو گرامی تر است.
خلیفه دستور داد زبانش را قطع کردند.
پی نوشت:
*داستان کامل نیست و نقل به مضمون است.
**دفاع از اهل بیت علیهم السلام کار ساده ای نیست!
منبع: سیره امیرمومنان/ شهید مطهری
#اربعین
▫️کانال ن والقلم
برچسب:
نویسنده: هستی جعفرینژاد